سفارش تبلیغ
صبا ویژن
اسلام را چنان وصف کنم که کس پیش از من نکرده است . اسلام گردن نهادن است و گردن نهادن یقین داشتن ، و یقین داشتن راست انگاشتن ، و راست انگاشتن بر خود لازم ساختن ، و بر خود لازم ساختن انجام دادن ، و انجام دادن به کار نیک پرداختن . [نهج البلاغه]

تمام کارهای حیوان غریزی است ,یعنی تعلیم پذیر نیست ,میبینیم حیواناتی که
به خیال ما رام هستند ولی به یکباره به صاحبانش حمله میکنند,من خودم خیلی
دیده ام, حیوان اگر رام است در واقع شرطی شده به آنچه دوست دارد بدست
آورد,انسان برعکس حیوانات غریزی نیست بلکه تماما تحت تعلیم و تربیت عمل
میکند ,این فرق بزرگ انسان و حیوان است .
انسان سروپا نیاز است ,بعضی از نیازها آشکار و بعضی از نیازها در طی دوران
سن آشکار میشوند, خوردن و آشامیدن و ارتباطات و تفریح و مسکن و آموزش و
پرورش و غیره که آشکارهستند در دوران سن از مربیان خود آموختیم که چگونه
آنها را ارضا کنیم ,مربیان آنطور که یاد گرفتند به ما تعلیم دادند,در بعضی از خانه ها
بعضی از نیازها ,تابو بود,ودرباره آنها نبایستی حرفی زده می شد,ما هم یاد
گرفتیم ,بعضی مهمتر و بعضی کم اهمیت تر,تازه اینها نیازهایی بود که مربی ما
 فکر میکرد همین هاست ,ولی در هر دوره از سن ما نیازهای جدیدی سر باز
میکرد و ما نمیدانستیم که این چیست ,وآرام آرام نیازهای پنهان خودش را  سال
به سال در پهنه زندگی ما آشکار میکرد و غافل از آنها در پی اندک نیازهای مادی
آنها را نادیده میگرفتیم و میگیریم,به طور مثال وقتی نیاز محبت در ما آشکار شد,
اگر مربیان ما آگاهی و دانش لازم را داشتند , به ما یاد میدانند که راه ارضای این
نیاز ,این است که که ما محبت کنیم ,عشق بورزیم ,همه را دوست داشته  باشیم,وما را با زیر مجموعه محبت آشنامیکردنند ,مثل بخشش , ایثار و گذشت , مهربانی و غیره ,و من و امثال من که نتوانستیم درست تعلیم ببینیم,تا به این سن و سال در پی شناخت و دانا شدن به این نیازهستیم,مثلا نیاز به توانمندی وقتی سر باز کرد ,ما یاد گرفتیم که داشتن بیشتر یعنی توانمندی ,پس رفتیم که هر چقدر ثروت ومال ومقام و آنچه در دنیا مرسوم است بدست بیاوریم , این جواب نیاز ماست,ولی مال و دارایی ,امکاناتی هستند برای آسایش و راحت حرکت
کردن ,کدام دانا یی را دیده اید که مادیات را عامل قدرت و توانمندی معرفی کند,
این بزرگترین مشکل ماست ,نادانی به نیازهای واقعی وراه ارضای آنها , خیلی
از نیازهای وجودی انسان یا ارضا نمیشوند ویا نادانسته کاری که میکنیم سودی در پی ندارند,انگار تشنه ایم و هر چه میخوریم این تشنگی سیراب نمی شود,
به طور مثال نیازهای مادی که یک واقعیت هستند ,حرمت نفس, اعتماد بنفس,
محبت , خدمت,مهربانی,وصلح وعدالت وکار ده ها نیازی که بایستی شناخته
شوند و راه درست ارضای آنها را یاد بگیریم ,تا سلامت و تعادل حاصل شود,
پاینده باشید.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط صبوری 90/9/23:: 9:21 عصر     |     () نظر

پرواز پرنده را دیده ایم ,با دو بال پرواز میکند , امکان اینکه با یک بال پرواز کند را
ما نمی توانیم تصور کنیم , انسان نیز مانند پرنده دوست دارد پرواز کند ,پروازانسان
مثل پرنده نیست,پرواز انسان در واقع حالتی از رشد را بیان میکند,یعنی انسان
مثل پرنده دارای دوبال هست ,که برای پرواز کردن هر دو بال آن بایستی کار کند
که هر کدام از بالها اگر کار نکند ,پرواز غیرممکن است.
یکی از بالهای انسان مادیات است و دیگری معنویت و روحانیت ,که رسیدن به هر
دو جنبه آن ,انسان را در تعادل نگاه میدارد,وافراط و تفریط در هر جنبه از آن انسان
را از تعادل و در نتیجه از رشد که ما آنرا به سمبلیک ,پرواز کردن می نامیم,باز
میدارد,جنبه اول نیازهای مادی وامنیتی ماست,که همه انسانهای روی کره زمین
یک زندگی معمولی وامکانات علمی و بهداشتی واستفاده ازسایر مواهب و نعامت
خداوند رابا کار و تلاش ومدیریت درست بدست بیاورند, وافراط و تفریط در این حیطه
یعنی خارج شدن از تعادل ,یعنی جا ماندن از کاروان رشد ,یعنی شکستن یکی از
بالهای پروازمان,کنترل کردن حرص و زیاده خواهی وشهوت پرستی و ده ها نمونه
که باعث افراط میشوند و کنترل تنبلی و نرفتن و تن ندادن به کار وتلاش و ده ها
نمونه تفریط که مارا زمین گیر میکند ,افراط و تفریط باعث شکستن یکی از بالهای
ما میشود,بال دیگر ما معنویت و روحانیتی است که درست مثل مادیات بایستی
با کار و تلاش آنرا درک کرد ,واگر از دام افراط و تفریط آنرا نجات ندهیم ,بال دیگر ما
شکسته خواهد شد ,وتوان پرواز از ما گرفته خواهد شد ,درک اصیل روحانیت
درونی انسان که هیچ ربطی به بیرون از وجود ما ندارد ,وکار در این راستا و بیان
وظهور استعدادهای درونی برای ساختن دنیای زیبا که تولید شادی میکند,نشانی
از معنویت وروحانیت هر انسانی دارد ,کار در این  جنبه نیز بال دیگر ما را آماده پرواز میکند,وقتی در این دو جنبه به تعادل رسیدیم ,پرواز میکنیم ,و اوج میکیریم ,سکوی پرواز ما از همین نقطه است ,پاینده باشید.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط صبوری 90/9/13:: 2:40 عصر     |     () نظر

درباره

صبوری
هدف از ایجاد این وبلاگ احساس وظیفه ایی است که اولا سپاس از خداوند برای توفیق این فرصت برای خودشناسی در کنار استاد و معلمی که مرا تا ابد بنده خدا کرده و دوم برای آن حتی تویی که نیازمند و طالب کشف ومکاشفه وبنده گی نظم و هماهنگی و هارمونی هستی.در ضمن آنچه مینویسم فقط نظرات شخصی است و هیچگاه بی احترامی و هتک حرمت به هیچ دینی در مرام من وجود نداردکه من عاشق تمام پیامبران خداوند بلاخص حضرت محمد (ص) هستم وهرکسی کوچکترین بی احترامی به اعتقادات و باورهای انسان کنداز خدا پرستی دور است ,اگر دیدگاه من با شما یکی نیست این به دلیل تفاوتی است که در اندیشهای ماست وهیچ چیز دیگری نیست ودر این راه ما هم سفرانی همراه به سمت خداوند هستیم و در این راه من محتاج راهنمایی های شما انسان بزرگ هستم
صفحه‌های دیگر
پیوندها
لیست یادداشت‌ها
آرشیو یادداشت‌ها