سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مردم چیزى از کار دین را براى بهبود دنیاى خود وانگذارد جز آنکه خدا چیزى را که زیانش از آن بیشتر است پیشاپیش آنان آرد . [نهج البلاغه]

هر آنچه در این دنیا ,تمام عالم های مادی و غیر مادی ,وجود دارند ,جزیی از
مخلوقات خداوند ,که بزرگی مختص او است و بس, هستند.اگر تا به  اینجاموافق
با این حقیر هستید ,ادامه میدهیم,و این دنیای مادی ,دنیای تضاد ها هست,یعنی
ما در دنیای مادی و جسمانی با دو چیز منفی و مثبت ,نر و ماده ,سر و کار داریم,
یعنی وجود هر متضادی باعث شناخت و معرفت ضد خودش است , ما چگونه پی
میبریم این کار خوب است یا بد ,خوب به واسطه بد شناخته میشود,پس مثبت و
منفی در ذات خودش به رسالتی که خداوند متعالی به عهده اش گذاشته ,عمل
میکند,با توجه به اراده خداوند ,تسلیم محض هستند,اگر اراده کند که منفی باش,
تسلیم محض در اراده اوست,پس خیر و شر ,تابع و تسلیم محض اراده خداوند ,
هستند,هردو مخلوق وتسلیم رسالتی که بایستی در راه طرح بزرگ ,طراح متعالی
در خدمت باشند,پس هر مخلوقی در این عالم ,برای طرحی عظیم کار میکند,ویکی
از این مخلوقات ,شیطان است,که ما به عنوان منبع شر و شرارت ,او را میدانیم ,
اگر خوب توجه کنیم ,شیطان از جنس آتش است ,برای اینکه انسان رابه آتش
میکشد,پس کار شیطان در نهایت به آتش کشیدن است,یعنی خداوند برای آتش
زدن انسان شیطان را خلق کرده,در ظاهر میگوییم کجای این عدالت است , ولی
صبر کنید,مثالی میزنم,وقتی سفال گری میخواهد کوزه ایی را درست کند ,وقتی
گل را به صورت کوزه فرم میدهد,بعد او را در کوره آتش قرار میدهد تا در مجاورت
آتش سخت شود و پخته شود ,تا ظرفیت حمل آب را پیدا کند,اگر در مجاورت آتش
قرارش ندهد ,دیگر نمی تواناز آن استفاده کرد,و شیطان در فرم های مختلف و به
اشکال متفاوت حظور پیدا میکند,تا ما پخته شویم ,تا ظرفیت پیدا کنیم ,تا برای طرح
بزرگ آماده شویم,شیطان آنقدر در لباس های متفاوت ظاهر می شود تا یک بار
دست رد به سینه او بزنیم,از آن لحظه ما در کوره به طرف پختگی و سخت شدن
قرار میگیریم,و تا آن لحظه اگر از خواب بیدار نشویم ,ناپخته خواهیم مرد,او مسول
بزرگ کردن ماست ,واین زمانی است که ما تسلیم او نشویم,پخته و سخت و
پر ظرفیت میشوم زمانی که تمام تر فندهای او نتواند ما را به راه خود بکشاند و یا
در راه خودش نگاه دارد,رسالت شیطان فقط تا حد وسوسه و پیشنهاد می تواند
جلو رود ,حق انتخاب ندارد,اگر انتخاب کنیم که به راه او برویم ,ما  گرفتار عدالت
خداوند خواهیم شد ,شیطان هیچ حقی برای مجازات ندارد,او آموزگاری است که
رسالتش را به این طریق بجا می آورد,با طرحی بسیار دقیق و حساب شده
خلق شده ,کاملا تسلیم اراده خداوند,پاینده باشید.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط صبوری 91/6/22:: 8:31 عصر     |     () نظر

وقتی نگاه میکنم به روابط وارتباطات امروز بین هم ,به نکته ایی مشترک و بسیار
پنهان برخورد میکنم, نگاهی که اکثر ما مردم دنبال میکنیم وپایه های  ارتباطات اکثر ما شده,تلاش برای بردن و فرار از باختن است ,یعنی اکثریت ما وقتی, قدم
برمی داریم که نفعی برای ما حاصل شود, یعنی حس برنده شدن در ما بوجود
بیاید ,نگاهی مطلق گرا که همه چیزها را از این دریچه قضاوت میکنیم ,اگر خوب
 توجه کنیم,در هر زمینه ایی,اگر دست بگذاریم ,این روند را درآن می توان پیدا کرد
وتلاش وافری برای برنده بودن را با انواع و اقسام روش ها ,می توان دید,ودر این
راستا آنچه در انسان کور میشود ,,حس تشخیص ,, است.
عقل ما وحس تشخیص ما در این نوع زندگی که در تمام دنیا با روش های متفاوت
در جریان است ,کار نمی کند,در این روش از زندگی, ما همیشه خود را در مرکز
قرار میدهیم ,درواقع خود محوری مطرح است,و حاصل خود محوری تنهایی است
که در نهایت انسان را به تباهی می کشاند,وما در نهایت غفلت, به این نوع نگاه
عادت کرده ایم,انگار در خواب داریم راه میرویم,محصول خومحوری تباهی است هر
چقدر هم که برنده باشیم ,وتنهایی یعنی اینکه ما از خداوند دور شده ایم ,با بی
کسی فرق میکند,وقتی با خداوند هستیم تنهایی دیگر معنا ندارد, وقتی خداوند
را محور و مرکز تمام اعمال و اندیشه های خود قرار میدهیم ,از تباهی به راه
موفقیت, قدم میگذاریم,از تنهایی وتباهی نجات پیدا میکنیم,از خود محوری به خدا
محوری نقل مکان میکنیم,از حیطه برنده شدن به حیطه موفقیت گام برمی داریم,
وبه این طریق می توانیم سرنوشت خود را تغییر دهیم,خداوند مطلق است و غیر
قابل تغییر,فهم ما نسبت به خداوندنسبی است ,یعنی امروز درک ما از خداوند
یک طور است و فردا بهتر و چند وقت دیگر بهترتر و در روند کمال و رشد بهتر وبهتر,
اگر بجای خود و خداوند کلمه قانون را بگذاریم ,درک خودمحوری وخدامحوری کمی
آسان تر می شود ,در واقع تباهی زمانی رخ میدهد که ما به دنبال قوانین ساخته
شده خودمان میرویم,,,البته در زندگی اجتماعی ما حتما از قوانین اجتماعی باید
پیروی کنیم ,,, منظور من از آنچه در درون ما میگذرد است ,غافل شدن از آنچه که
خداوند اصل واساس قرار داده ,و پیروی از آنچه خود ساختیم ,این اصل مطلب
است,پاینده باشید.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط صبوری 91/6/18:: 10:24 صبح     |     () نظر

درباره

صبوری
هدف از ایجاد این وبلاگ احساس وظیفه ایی است که اولا سپاس از خداوند برای توفیق این فرصت برای خودشناسی در کنار استاد و معلمی که مرا تا ابد بنده خدا کرده و دوم برای آن حتی تویی که نیازمند و طالب کشف ومکاشفه وبنده گی نظم و هماهنگی و هارمونی هستی.در ضمن آنچه مینویسم فقط نظرات شخصی است و هیچگاه بی احترامی و هتک حرمت به هیچ دینی در مرام من وجود نداردکه من عاشق تمام پیامبران خداوند بلاخص حضرت محمد (ص) هستم وهرکسی کوچکترین بی احترامی به اعتقادات و باورهای انسان کنداز خدا پرستی دور است ,اگر دیدگاه من با شما یکی نیست این به دلیل تفاوتی است که در اندیشهای ماست وهیچ چیز دیگری نیست ودر این راه ما هم سفرانی همراه به سمت خداوند هستیم و در این راه من محتاج راهنمایی های شما انسان بزرگ هستم
صفحه‌های دیگر
پیوندها
لیست یادداشت‌ها
آرشیو یادداشت‌ها