سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و از نوف بکالى روایت است که شبى امیر المؤمنین ( ع ) را دیدم از بستر خود برون آمده نگاهى به ستارگان انداخت و فرمود : نوف خفته‏اى یا دیده‏ات باز است ؟ گفتم دیده‏ام باز است . فرمود : ] نوف خوشا آنان که دل از این جهان گسستند و بدان جهان بستند . آنان مردمى‏اند که زمین را گستردنى خود گرفته‏اند و خاک آن را بستر . و آب آن را طیب . قرآن را به جانشان بسته دارند و دعا را ورد زبان . چون مسیح دنیا را از خود دور ساخته‏اند و نگاهى بدان نینداخته . نوف داود ( ع ) در چنین ساعت از شب برون شد و گفت این ساعتى است که بنده‏اى در آن دعا نکند جز که از او پذیرفته شود ، مگر آن که باج ستاند ، یا گزارش کار مردمان را به حاکم رساند ، یا خدمتگزار داروغه باشد ، یا عرطبه طنبور نوازد ، یا دارنده کوبه باشد و آن طبل است . [ و گفته‏اند عرطبه ، طبل است و کوبه ، طنبور . ] [نهج البلاغه]

قرنها است که انسان بدنبال کسب قدرت در تلاش است,سمبل قدرت را امروزه پول میشناسیم,در روی کره خاکی میزان قدرت پول است ,واکثریت ما قدرت مند شدن را دوست داریم,وناخودآگاه به دنبال قوی شدن هستیم ,به درستی و نادرستی وراهای کسب کاری ندارم,با توجه به عمر کوتاه ونزدیکی مرگ ,انسان به دنبال یک قدرت جاودانه ایی میگشت و الان هم به یقین میگردد,ولی آیا این
واقیعیت دارد,آیا انسان ثروتمند ,قوی و قدرتمند است ,به نظر این حقیر ثروت
یعنی امکانات و هیچ ربطی به قدرت ندارد ,قدرت در رابطه با درون انسان است ,
یعنی انسان با هیچ منبع بیرونی ومادی به قدرت نمیرسد,وقتی من و تو که دنبال
قدرت هستیم و عامل آن دربیرون از ما نیست ,کجا دنبال آن بگردیم ,اگر پول
امکانات است و قدرت نیست , قدرت به چه دردی میخورد برای چه انسانها به دنبال قوی شدن میروند ؟
برای درک بهتر با مثالی شروع میکنم, فرض کنید در ایران زندگی میکنید ,میخواهید
به کشوری دیگر مهاجرت کنید ,دو حالت را میتوان در نظر گرفت ,حالت اول اینکه
برای مهاجرت که یک امر قطعی برای شماست ,برنامه ریزی بکنید,جمع آوری
اطلاعات از منابع گوناگون ,ازبابت زبان ,آب وهوا ,فرهنگ ,دین ,کار و غیره و شروع
به یادگیری و تمرین و آموختن و غیره کنیم ,ودرحالت دوم بدون برنامه,همین طوری راهی شویم و یک مرتبه خود را در کشوری غریب ببینیم , با زبان و فرهنگ ودین
وآداب وغیره نا آشنا هستیم ,به نظر شما کدام از این حالت مطلوبتر است ,در
حالت اول با آمادگی وقدرت زندگی جدید را باتمام مشکلاتش  شروع میکنیم و آن
تمرین های گذشته ما  را در این زندگی جدید یاری میکند  و قدرت میدهد,ولی در حالت دوم وقتی خود را به کشوری که باهیچ چیزش آشنایی نداریم مهاجرت میکنیم ,زندگی بسیار بسیاربسیار سخت خواهد بود ,وانسان در آن لحظات که توان مقابله با واقعیت راندارد,بسیار ضعیف و شکننده است ,در این مثالی که زدم
 نکته مشخص اولا مهاجرت است ,و نکته دوم آماده شدن و مهیا شدن برای
 زندگی که تا به حال آنرا تجربه نکردیم ,اگر بخواهیم آنرا به زندگی امروز خودمان
معنا کنیم ,اینطور میشود که ما پول و ثروت مادی را نشانه داشتن امکانات برای
زندگی زمینی می شناسیم ولی بزرگان بزرگوار ما ,ما را به محبت و مهربانی و
صداقت وده ها نمونه دیگر تاکید کرده اند,آنهم بدون شرط و شروط ,تاکید کرده اند
برای رضای خداوند ,کار کنید ,هم برای اینکه ارتباطات دوستانه شود و هم اینکه
انسان را با قدرتمند شدن واقعی آشنا کند ,یعنی تمرین روحانی , یعنی هر
چقدر کار روحانی بی شرط انجام دهیم قدرتمندتر شده ایم ,واین درست نسبت
مستقیم دارد,این تمرین های معنوی زیبایی را در زندگی ما جاری میکند ,وهم ما
را قوی و قدرتمند و آماده برای مهاجرتی که در پیش داریم ,میکند ,یعنی هر دو سر
برد,در این حالت است که ما هم در این دنیا خوب و درست زندگی میکنیم و هم
با تمرین های معنوی زبانی نو را می آموزیم ,فرض کنید که من وشما به شهری
وارد شدیم که همه مهربانند و سخاوت مند و با صفا وغیره ,وما هیچکدام از آنها
نیستیم ,در جایی که همه می بخشند و من و تو نتوانیم ببخشیم ,آیا زندگی
دشوار نخواهد بود ,این نتوانستن ها را در همین دنیای خاکی بایستی با تمرینهای معنوی به توانستن تبدیل کرد ,خداوند بزرگ این توانایی را در درون تمام انسانها گذاشته,امیدوارم مطلب به این مهمی را در چند سطر خوب توضیح داده باشم که صدالبته همه شما بهتر از من میدانید و فرسنگها جلوتر از من در حرکت هستید
فقط عقب افتادگان از راه را فراموش نکنید , پاینده باشید.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط صبوری 91/2/23:: 1:40 صبح     |     () نظر

درباره

صبوری
هدف از ایجاد این وبلاگ احساس وظیفه ایی است که اولا سپاس از خداوند برای توفیق این فرصت برای خودشناسی در کنار استاد و معلمی که مرا تا ابد بنده خدا کرده و دوم برای آن حتی تویی که نیازمند و طالب کشف ومکاشفه وبنده گی نظم و هماهنگی و هارمونی هستی.در ضمن آنچه مینویسم فقط نظرات شخصی است و هیچگاه بی احترامی و هتک حرمت به هیچ دینی در مرام من وجود نداردکه من عاشق تمام پیامبران خداوند بلاخص حضرت محمد (ص) هستم وهرکسی کوچکترین بی احترامی به اعتقادات و باورهای انسان کنداز خدا پرستی دور است ,اگر دیدگاه من با شما یکی نیست این به دلیل تفاوتی است که در اندیشهای ماست وهیچ چیز دیگری نیست ودر این راه ما هم سفرانی همراه به سمت خداوند هستیم و در این راه من محتاج راهنمایی های شما انسان بزرگ هستم
صفحه‌های دیگر
پیوندها
لیست یادداشت‌ها
آرشیو یادداشت‌ها